الشيخ الصدوق ( مترجم : كمره اى )
56
الخصال ( فارسى )
مهاجر و انصار انجام شد در اين پيمان خصوصى جمعيت مسلمانان به نظر خود پيغمبر صف بندى شدند و مراتب معنوى آنها مبرهن شد اساس درست اجتماعى كه بر پايه مساوات و برابرى است چنانچه برخى كوتهفكران گمان ميكنند اين نيست كه حدود و حقوق به كلى ملغى شود و تلخ و شيرين . زيبا و زشت بيك نظر ملاحظه شوند . اين گونه اجتماع سفيهانه و نامعقول است چگونه مىشود در جريان زندگى زهر و عسل و سركه و انگبين و طلا و مس و خاك و گوهر تاب ناك را يكى شمرد چنانچه جماد و نبات و حيوان در حدود و خواص خود از هم جدا هستند و هر كدام در جريان زندگى محل و مقامى دارند و بجاى معينى به كار ميروند و كسى كه بر خلاف اقتضاى خواص و حدودشان به كار زند سفيه و ديوانه شمرده شود در جامعه بشر هم هر كسى حدى و حقى دارد استحكام جامعه و عدالت خردمندانه اينست كه حدود و حقوق هر كسى معلوم باشد اساس عدالت تعيين حدود و حفظ حقوق است . پيغمبر اسلام با وضع قانون اخوت و برادرى جامعه نوبنياد اسلام را چون سد آهنين استوار ساخت و حدود و حقوقى روشن معين كرد و چنانچه سيرهء ابن هشام از ابن اسحق باز گو كرده اين دستور اجتماعى طلائى را صادر كرد . براى خدا هر دو تن با هم برادر گرديد و جامعه اسلامى را با صفهاى دو به دو منظم نموده اين صفبندى اجتماعى با دقيقترين تشكيلات طبيعى ماده كه مظهر نيروهاى شگرف و انگيزند موافق است از قبيل تركيبات هيدروژنى بخار - تركيبات مثبت و منفى الكتريسته و غيره در ضمن اين صفبندى نيروى معنوى و اخلاقى افراد هم معلوم شد . ابن اسحق گويد رسول خدا ميان ياران خود از مهاجر و انصار برادرى قرار داد و چنانچه بما رسيده است « پناه به خدا كه سخنى نگفته باشد و به او ببنديم » فرمود : « براى خدا هر دو تن با هم برادر گرديد » سپس دست على بن ابى طالب عليه السلام را گرفت و فرمود اين برادر من است رسول خدا سيد مرسلين و امام متقين و رسول پروردگار عالميان كه هم پايه و مانندى در بندگان خدا ندارد با على بن ابى طالب در يك صف دو برادر شدند ، حمزة بن عبد المطلب شير خدا و شير رسول خدا هم با زيد بن حارثه آزاد كرده رسول خدا دو برادر شدند ، به همين مناسبت حمزه در جنگ احد وصيت كرد كه اگر در هنگام نبرد كشته گرديد حارثه وصى او باشد .